تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

چرا «هانیبال» یکی از خاص‌ترین سریال‌های جنایی تاریخ تلویزیون است؟

جامعه ورزشی آفتاب نو:

نزدیک به یک دهه از پایان پخش سریال «هانیبال» می‌گذرد و طرفداران این مجموعه‌ی تلویزیونی، سازنده و دو بازیگر نقش اصلی آن را هنوز هم رها نکرده‌اند.

به گزارش سلام سینما

نزدیک به یک دهه از پایان پخش سریال «هانیبال» می‌گذرد و طرفداران این مجموعه‌ی تلویزیونی، سازنده و دو بازیگر نقش اصلی آن را هنوز هم رها نکرده‌اند؛ طوری که سالانه و هر بار با پدیدار شدن «برایان فولر» (خالق سریال) و «مدس میکلسن» و «هیو دانسی» (دو بازیگر نقش اصلی آن) در هر نمایشگاه و مراسمی، جمعی بزرگ از طرفداران دوره‌شان می‌کنند و از آن‌ها درخواست بازگشت سریال را دارند. هانیبال در مسیر تبدیل شدن به یکی از تاثیرگذارترین و مهم‌ترین سریال‌های تاریخ تلویزیون در ژانر جنایی، قدم‌هایی کاملا متفاوت نسبت به دیگر ساخته‌های هم‌سبک خود برداشته و فقط کافی است تا همان یکی دو قسمت نخست فصل ابتدایی را ببینید، تا متوجه این تفاوت‌ها شوید.

تلویزیون امریکا که دهه‌هاست سریال‌های جنایی و کارآگاهی تلویزیونی می‌سازد، از «کلمبو» در دهه‌ی هفتاد گرفته تا سریال‌هایی مثل «سی‌اس‌آی» و «نظم و قانون» و «دکستر» و دنباله‌های مستقل و فرعی هر کدام، هیچ وقت خالی از سریال جنایی حول قتل و جنایت نبوده است. کار به جایی رسیده که به این دسته سریال‌ها «قتل هفته» یا Murder of the Week می‌گویند؛ ژانری که در آن هر هفته یک قتل و داستان جدید اتفاق می‌افتد و تا پایان همان اپیزود، قاتل پیدا و دستگیر شده است. سریال هانیبال هم در این دسته جای می‌گیرد و در ابتدای کار، خود را به‌عنوان یک سریال دیگر که قرار است هر هفته یک قتل تازه را به صفحه‌ی تلویزیون بیاورد، معرفی می‌کند. با این حال، طولی نمی‌کشد تا مخاطب ببیند که با بهترین ساخته‌ی تاریخ این ژانر طرف است.

نکته‌ی نخستی که پیش از هر چیز چشم مخاطب سریال را می‌گیرد، خلاقیتی است که در اجرای هر قتل پیاده شده. قتل‌ها به‌شدت خشن هستند و احتمالا با خشن‌ترین و بیشترین میزان خون در یک محصول تلویزیونی طرف هستیم. در نظر داشته باشید که هانیبال هر هفته در تلویزیون پخش می‌شده است، و نه شبکه‌های خانگی و سرویس‌های استریمینگ، و آن سطح خشونت قتل‌ها که در هر اپیزود نمایش داده می‌شود، این سوال را در ما به‌وجود آورده که چگونه اجازه‌ی پخش آن‌ها در تلویزیون داده شده است. قتل‌ها فقط در ظاهر هم خلاقانه نیستند، بلکه هوش قاتل و مشخصا نویسنده‌های سریال در طراحی این قتل‌هاست که آن‌ها را به بهترین قتل‌های ژانر تبدیل می‌کند.

هانیبال مثل دیگر سریال‌های هم‌سبک، با نمایش قتل و جسد و ایجاد سوال در مخاطب آغاز می‌شود؛ افتتاحیه‌ای که معمولا در هر اپیزود به‌شدت شوکه‌کننده است، و سپس در ادامه و در مسیر کشف راز قتل است که سریال توانایی نویسندگی عالی خود را برملا می‌کند. بیننده در ابتدا شاید فکر کند که با ترسناک‌ترین قتل‌های ممکن طرف است و در ادامه، با ورود به ذهن قاتل، حتی با چیزی ترسناک‌تر روبرو می‌شود.

قبل از اینکه از اجرای عالی قتل‌ها بیرون بیاییم، باید از کارگردانی شگفت‌انگیز سریال صحبت کنیم. هانیبال به‌هیچ وجه از نظر بصری و هنری شبیه سریال تلویزیونی نیست. قاب‌بندی‌ها‌ی کاملا فکر شده و در عین حال خلاقانه، نورپردازی اغراق شده، تصحیح رنگ سینمایی، کارگردانی هنری بی‌نقص، موسیقی متن دلهره‌آوری که از ابتدا تا انتهای اپیزود قطع نمی‌شود، و اجراهای عالی از تک تک بازیگران، سطح فنی آن را بسیار بالاتر از ساخته‌های تلویزیونی برده است.

با تمام این اوصاف، آنچه سریال هانیبال را به‌شدت خاص می‌کند، سطح نویسندگی آن است. برخلاف سریال‌های معروف و بزرگی که با بیشتر شدن تعداد مخاطب و بالا رفتن آمار بیننده‌ها، پیچیدگی و عمق خود را از دست می‌دهند تا بتوانند گستره‌ی بزرگ‌تری را هدف بگیرند، هانیبال هر چه بیشتر موفق می‌شود، نویسندگی خود را پیچیده‌تر می‌کند؛ طوری که نویسندگان و سازندگان سریال برخلاف رویه‌ی همیشگی، به هوش مخاطب و بیننده‌ی خود احترام می‌گذارند. نویسندگان سریال می‌دانند که طرفدار و بیننده‌ی آن، که روی فصل اول تعلیم داده شده و حالا دانش فلسفی و ادبی بیشتری در نتیجه‌ی دیدن سریال دارد، در ادامه از آن‌ها عمق و لایه‌های بیشتری می‌خواهد. رویه‌ی درست دقیقا همین است، که به طرفدار و بازی‌کننده‌ی دارک سولز که دستش به آن عادت کرده، بازی بهتر و در عین حال سخت‌تری بدهیم، نه اینکه در نتیجه‌ی موفقیت ساخته‌ی نخست‌مان، مکانیک‌های خود را ساده‌تر و آبکی‌تر کنیم چون معروف شده‌ایم و گستره‌ی مخاطب ما بزرگتر شده است. سریالی مثل گیم آو ترونز به همین دلیل است که با موفقیت شروع می‌شود، و با شکست به پایان می‌رسد، چون برای مخاطبی که طرفدار چند فصل نخست بود، در انتهای کار دم دستی‌ترین نویسندگی ممکن را رو می‌کند، چون سریال آن‌قدر بزرگ شده است که حالا هر قسمت آن‌ها صدها میلیون نفر بیننده دارد. الدن رینگ ده برابر سخت‌تر و پیچیده‌تر از دارک سولز است، و در عین حال موفق‌ترین و پرفروش‌ترین بازی سازندگانش، چون به هوش مخاطب خود توهین نمی‌کند.

نکته‌ی عجیب‌تر درباره‌ی نویسندگی پیچیده‌ی هانیبال، که از اواسط فصل دوم برای فهم کامل دیالوگ‌ها نیاز به دیکشنری و بعضا دانش آکادمیک دارد، این است که چقدر روان و واقعی توسط بازیگرانش اجرا می‌شود. همه‌ی بازیگران، از خود مدس میکلسن در نقش هانیبال گرفته تا «هیو دنسی» در نقش ویل گراهام و «لارنس فیشبرن» در نقش جک کرافورد و «جیلیان اندرسون» در نقش تراپیست هانیبال، پیچیده‌ترین جملات ممکن را به‌شکلی ادا می‌کنند که انگار نه انگار خودشان هم به‌عنوان بازیگر چیزی از آن‌ها سر در نمی‌آورند.

نهایتآ، به‌عنوان سریالی هفتگی و جنایی در ژانر قتل، هانیبال ضمن اینکه قتل هفته و جریان کارآگاهی ماجرا را حفظ می‌کند، فراتر از آن می‌رود و به سریالی درباره‌ی شخصیت‌ها و روابط پیچیده‌ی بین آن‌ها تبدیل می‌شود. این نکته‌ای است که نه‌تنها به سریال عمق می‌دهد، بلکه کاملا پایبند به منبع اصلی یعنی رمان و حتی هم‌راستا با فیلم «سکوت بره‌ها» است. فیلم شگفت‌انگیز سکوت بره‌ها هم که به خاطر جریان کشف راز قتل «بوفالو بیل» ماندگار نشده، بلکه دقیقا رابطه‌ی بین هانیبال و کلاریس و شخصیت‌پردازی این دو است که هسته‌ی فیلم را تشکیل می‌دهد. سریال هانیبال هم با عمق شخصیت‌های خود و روابط آن‌ها، این بار حتی فراتر از فیلم سکوت بره‌ها چون فقط هانیبال و ویل گراهام نیستند و بلکه درگیری شامل تمام شخصیت‌ها می‌شود، یک مجموعه‌ی جنایی در ژانر «قتل هفته» را به ساخته‌ای بسیار سنگین‌تر و مهم‌تر تبدیل می‌کند.

منبع: دیجی کالا


منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn