تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

اصفهان، شهر تاب‌آور تاریخ؛ بازخوانی عقلانیت معماری ایرانی در شرایط جنگ

جامعه ورزشی آفتاب نو:

باشگاه خبرنگاران جوان – همزمان با فرارسیدن «روز معمار» و «هفته نکوداشت اصفهان» در حالی که کشور ماه‌هاست درگیر تبعات جنگ تحمیلی سوم است، نگاه‌ها دوباره به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های معماری ایران بازگشته است: «آیا شهر‌های تاریخی ما، به‌ویژه اصفهان، هنوز ظرفیت تاب‌آوری در بحران را دارند؟» اهمیت این پرسش زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم اصفهان نه فقط یک شهر، بلکه یک «سامانه زنده شهری» است که در طول هزار سال گذشته قادر بوده در برابر دگرگونی‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی تاب بیاورد و انسجام کالبدی خود را حفظ کند. امروز، اما در شرایطی که شهر‌ها با مخاطرات نوین، از حملات موشکی تا فرونشست و آسیب زیرساختی روبه‌رو هستند، بررسی منطق شکل‌گیری اصفهان و سازوکار‌های تاریخی آن برای مقاومت، به یک ضرورت ملی تبدیل شده است.

در چنین بستری، جامعه معماری کشور از خود می‌پرسد که «معمار معاصر در دوران جنگ و پساجنگ چه نقشی دارد؟» آیا می‌توان از تجربه معماری صفوی، از مکتب باغ‌شهر اصفهان تا شبکه هوشمند مادی‌ها و منطق محله‌محور، الگویی برای تاب‌آورسازی شهر‌های امروز استخراج کرد؟ خبرگزاری مهر در گزارش حاضر تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه معماری اصفهان، از کاخ تا مسجد و از محله تا شهر، واجد عقلانیتی بوده که هنوز قابلیت هدایت تصمیم‌های شهری در دوران بحران را دارد و چگونه «معمار» در این مقطع حساس تاریخی می‌تواند به بازیگر اصلی بازسازی کالبدی و بازآفرینی هویتی شهر تبدیل شود.

تاب‌آوری معماری سنتی؛ از کاخ تا مسجد و از محله تا شهر

هادی امامی، معمار و پژوهشگر، با تأکید بر ماهیت انعطاف‌پذیر معماری سنتی ایران، بر این باور است که معماری گذشته در ذات خود واجد سازوکار‌های تاب‌آور بوده است؛ سازوکار‌هایی که امروزه تا حد زیادی نادیده گرفته شده‌اند.

امامی توضیح می‌دهد: معماری سنتی ایران هم در مقیاس بنا و هم در مقیاس شهری توان تبدیل‌شدن به کاربری‌های متفاوت را داشته است. او از کاخ عالی‌قاپو مثال می‌آورد که در دوره‌ای برای امور حکومتی استفاده می‌شده، اما بعد‌ها دفتر معماری یکی از معماران معاصر در آن جان گرفته و به دلیل کیفیت فضایی، به‌عنوان یکی از مطلوب‌ترین دفاتر کاری توصیف شده است. به گفته او، این تطبیق‌پذیری همان اصل بنیادین تاب‌آوری عملکردی است؛ اینکه فضا قادر باشد به نیاز‌های پیش‌بینی‌نشده نیز پاسخ دهد.

این معمار با اشاره به نقش چندمنظوره فضا‌های معماری سنتی، یادآور می‌شود: حتی بنا‌هایی مانند مساجد که ذاتاً برای عبادت بنا شده‌اند، در دوران بحران، جایگاهی برای سازماندهی اجتماعی و خدمات اضطراری بوده‌اند.

او یادآور می‌شود: در دوران جنگ هشت‌سال دفاع مقدس بسیاری از محلات اصفهان و دیگر شهر‌ها از مسجد به‌عنوان پایگاه توزیع اقلام ضروری و هماهنگی استفاده می‌کردند. این امر نشان می‌دهد که معماری سنتی، حتی بدون پیش‌بینی صریح، توانایی ایفای نقش در شرایط غیرعادی را دارد؛ قابلیتی که در معماری معاصر کمتر دیده می‌شود.

امامی در ادامه با مروری تاریخی، تأکید می‌کند که تاب‌آوری در ذات شکل‌گیری اصفهان بوده است. این شهر از دوره دیالمه تا دوران سلجوقی، و سپس در عصر صفوی، ساختاری داشته که می‌توانسته ظرفیت جمعیتی، اقتصادی و امنیتی خود را در دوران بحران حفظ کند.

او به جمعیت شهر در دوران صفوی اشاره می‌کند که از حدود ۶۵ هزار نفر به بیش از یک میلیون نفر افزایش یافت، بی‌آنکه بر کارآمدی شهری تأثیری منفی بگذارد.

این معمار تصریح می‌کند: ساختار فضایی و اقلیمی شهر به گونه‌ای طراحی شده بود که پاسخگوی نیاز‌های جمعیت رو به رشد باشد و انسجام عملکردی خود را حفظ کند؛ ویژگی مهمی از تاب‌آوری که امروزه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

امامی یکی از دلایل افول تاب‌آوری اصفهان در دوران معاصر را ورود نسخه‌برداری‌های غیرمتناسب از الگو‌های شهرسازی مدرن می‌داند. او توضیح می‌دهد: پس از دوران پهلوی، الگو‌های جهانی شهرسازی بدون توجه به بوم، اقلیم و تاریخ شهر وارد اصفهان شد و نتیجه آن شکسته‌شدن پیوستگی بافت تاریخی، قطع شبکه‌های آبرسانی زیرسطحی و برهم‌خوردن نظام فضایی شهر بود.

او در ادامه می‌گوید: این گسست سبب شده که شهر امروز با مسائلی مانند کم‌آبی، ترافیک، آلودگی و ناکارآمدی شبکه‌های حمل‌ونقل دست‌به‌گریبان باشد؛ مسائلی که در الگوی تاریخی اصفهان به حداقل رسیده بود.

این معمار تاکید می‌کند: اگر معماران امروز به اصول بنیادی معماری ایران توجه کنند، می‌توانند الگو‌هایی برای طراحی فضا‌های تاب‌آور و پایدار ارائه دهند. او نمونه مقاومت مسجد جامع اصفهان در برابر حملات موشکی دوران هشت سال جنگ تحمیلی را نشانه‌ای از رفتار سازه‌ای صحیح معماری سنتی می‌داند که بر مصالح بومی، منطق سازه‌ای و تناسبات استوار بوده است.

امامی همچنین با اشاره به تجربه زلزله سرپل ذهاب، به گفته‌های مسئولان میراث فرهنگی استناد می‌کند که بسیاری از بنا‌های پس از دهه ۳۰ شمسی تخریب شدند، اما بنا‌های تاریخی پیش از آن سالم ماندند؛ امری که ضرورت بازخوانی عمیق معماری سنتی را یادآور می‌شود.

او تاکید می‌کند: در دوران پسا جنگ، معماران باید نقش اجتماعی خود را جدی بگیرند و علاوه بر بازسازی کالبدی، به بازسازی حافظه تاریخی جامعه نیز بیندیشند. از طرفی مدیریت شهری نباید نشانه‌های این دوره تاریخی را پاک کند، بلکه باید آنها را به‌عنوان لایه‌هایی از حافظه جمعی حفظ و به نسل آینده منتقل کند؛ چه در قالب پارک‌های موضوعی، چه یادمان‌های شهری یا موزه‌های زنده‌ای که روایت بحران را برای شهروندان قابل لمس کنند.

مکتب معماری اصفهان و عقلانیت فضایی در برابر بحران

فریدون فراهانی، معمار و طراح شهری  با تأکید بر ضرورت پیش‌بینی بحران در زندگی شهری، معماری و شهرسازی را بدون برنامه‌ریزی برای رخداد‌های غیرمنتظره ناکارآمد می‌داند.

او معتقد است: همان‌گونه که انسان در زندگی فردی برای سفر یا فعالیت‌های روزمره برنامه‌ریزی و پیش‌بینی می‌کند، شهر نیز باید سازوکار‌های مشابهی برای مواجهه با بحران‌های طبیعی، اقلیمی و انسانی داشته باشد.

به باور این معمار، معماری سنتی ایران همواره میان عقلانیت عملکردی و زیبایی‌شناختی پیوند برقرار کرده است، و نمونه‌هایی مانند شبکه مادی‌های اصفهان نشان می‌دهد که چگونه سازه‌های اقلیمی، کارکرد‌های زیست‌محیطی و زیبایی‌شناختی را توأمان تأمین می‌کرده‌اند.

او در تحلیل تاریخ شکل‌گیری اصفهان، بر این نکته تأکید می‌کند: اصفهان نمونه‌ای از یک باغ‌شهر تاریخی است که در آن طبیعت، معماری و شبکه شهری به‌گونه‌ای در هم تنیده شده‌اند که امکان دفاع‌پذیری، زیست‌پذیری و مدیریت بحران در آن تقویت شده است.

فراهانی با اشاره به پژوهش‌های زنده‌یاد پروفسور حبیبی و زهرا احدی، ساختار شهرسازی اصفهان را نمونه‌ای شاخص از مکتب معماری و شهرسازی می‌داند؛ مکتبی که هم در مقیاس کلان و هم در مقیاس خرد، بر تدبیر، دوراندیشی و هماهنگی میان اجزای کالبدی استوار بوده است.

این معمار یادآور می‌شود: اصفهان در دوره‌های تاریخی، به ویژه عصر صفوی، با وجود تهدید‌های امنیتی، ساختاری داشته است که امکان کنترل نفوذ و حفاظت از هسته شهر را فراهم کرده است. او به نقش برج و باروها، خندق‌ها، سازماندهی محلات و پیچیدگی گذر‌ها اشاره می‌کند که هم از نظر دفاعی و هم از نظر کنترل جریان ترافیک انسانی مؤثر بوده‌اند.

او توضیح می‌دهد: بسیاری از گذر‌های قدیمی اصفهان به‌گونه‌ای طراحی شده بودند که نا آشنایان را در مسیر‌های فرعی سردرگم می‌کردند؛ ویژگی‌ای که در معماری معاصر کمتر دیده می‌شود و می‌توانست در زمان بحران یا حمله، نقش حفاظتی داشته باشد.

فراهانی در تحلیل تطبیقی معماری صفوی و معماری امروز اصفهان، بر تغییر بنیادین فلسفه طراحی تأکید می‌کند.

او می‌گوید: در معماری معاصر، سودآوری و ارزش اقتصادی زمین تعیین‌کننده سازمان فضایی و جهت‌گیری طراحی است و این امر باعث شده که شهر دچار فشردگی کالبدی، از بین‌رفتن پیوستگی فضایی، و کاهش کیفیت زیست‌پذیری شود. این در حالی است که در معماری صفوی، مقیاس انسانی، سلسله‌مراتب فضایی و سازماندهی عملکرد‌ها متناسب با نیاز‌های واقعی شهروندان و در تعامل با اقلیم و طبیعت شکل گرفته بود.

این معمار همچنین هشدار می‌دهد: توسعه عمودی و ساخت‌وساز‌های متراکم، بدون توجه به وضعیت زمین و توان سازه‌ای، می‌تواند در زمان بحران پیامد‌های فاجعه‌آمیز داشته باشد.

او با اشاره به موضوع فرونشست در اصفهان و خطرات بالقوه آن، تأکید می‌کند: نظام مهندسی و مدیران شهری باید نظارت کلان‌تری بر جانمایی پروژه‌ها، نوع سازه‌ها و میزان تراکم ساختمانی داشته باشند تا در زمان بحران، از انسداد مسیر‌های امدادرسانی جلوگیری شود.

این طراح شهری معتقد است: حوزه معماری، بخشی از تاب‌آوری به مسئولیت مهندسان سازه بازمی‌گردد و آنها باید پیش‌بینی‌هایی فراتر از استاندارد‌های حداقلی داشته باشند، زیرا شوک‌های ناشی از جنگ یا بلایای طبیعی می‌توانند بر ساختمان‌های بلند یا با نما‌های سنگین اثرات شدیدی بگذارند.

او همچنین با انتقاد از سنگین‌سازی بنا‌ها برای ایجاد جلوه‌های نمایشی، یادآور می‌شود: نما‌های سنگین در زمان انفجار می‌توانند به سلاحی مرگبار تبدیل شوند.

فراهانی تأکید می‌کند: برای افزایش تاب‌آوری شهر در دوران پسا جنگ، مدیریت شهری، معماران و مهندسان باید از نگاه جزیره‌ای پرهیز کنند و به سمت مدل‌های هم‌پیوند، عقلانی و بلندمدت حرکت کنند.

معماری و حافظه جمعی شهر در دوران بحران

معصومه عابدینی، معمار و پژوهشگر معماری شهری در گفت‌و‌گو با خبرنگار مهر بر این باور است: معماری تنها به ساخت ساختمان محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از حافظه جمعی شهر را شکل می‌دهد و از طرفی در شرایط بحران همچون جنگ، این نقش فرهنگی معماری بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

او توضیح می‌دهد: فضا‌های شهری محل شکل‌گیری تجربه‌های مشترک شهروندان هستند و همین تجربه‌ها به مرور به حافظه تاریخی شهر تبدیل می‌شوند همچنین میدان‌ها، پل‌ها، بازار‌ها و حتی گذر‌های قدیمی اصفهان در طول تاریخ شاهد رویداد‌های اجتماعی و سیاسی متعددی بوده‌اند و به همین دلیل بخشی از هویت شهر محسوب می‌شوند.

این معمار تأکید می‌کند: در دوران جنگ، برخی از این فضا‌ها ممکن است کارکرد‌های تازه‌ای پیدا کنند. برای مثال، میدان‌ها و فضا‌های باز می‌توانند به محل تجمع و امدادرسانی تبدیل شوند و ساختمان‌های عمومی نقش پناهگاه یا مراکز خدماتی را ایفا کنند که مصداق واقعی آن را در جنگ رمضان شاهد هستیم که میدان‌ها و فضا‌های باز شهر‌ها از جمله اصفهان به فضایی برای همدلی و وحدت مردم تبدیل شده است.

او معتقد است: معماران باید در طراحی فضا‌های شهری به این قابلیت‌ها توجه کنند. زیرا شهر تاب‌آور شهری است که بتواند در شرایط مختلف کارکرد‌های متفاوتی را در خود جای دهد، بدون آنکه انسجام فضایی آن از بین برود.

عابدینی همچنین بر اهمیت حفظ آثار و نشانه‌های تاریخی بحران‌ها تأکید می‌کند. به اعتقاد او، حذف کامل آثار جنگ از شهر ممکن است باعث فراموشی بخشی از تاریخ اجتماعی جامعه شود. در عوض، می‌توان با طراحی یادمان‌ها و فضا‌های فرهنگی، این تجربه تاریخی را به بخشی از روایت شهری تبدیل کرد.

این معمار معتقد است: در دوران پساجنگ، معماری می‌تواند نقشی مهم در بازسازی روحیه اجتماعی ایفا کند. به گفته او، ایجاد فضا‌های عمومی باکیفیت، بازآفرینی محلات تاریخی و تقویت تعاملات اجتماعی از جمله اقداماتی است که می‌تواند به بازگشت زندگی شهری کمک کند.

او در پایان تأکید می‌کند: معماران باید به مسئولیت اجتماعی خود توجه کنند، زیرا معماری زمانی موفق خواهد بود که بتواند میان نیاز‌های فنی، فرهنگی و انسانی شهر تعادل برقرار کند.

رسالت معماران اصفهان در دوران پساجنگ

جمع‌بندی دیدگاه‌های این سه معمار نشان می‌دهد که معماری اصفهان در طول تاریخ بر پایه اصولی شکل گرفته که می‌توان آنها را به‌عنوان عناصر تاب‌آوری شهری در نظر گرفت. با این حال، توسعه شتاب‌زده شهری در دهه‌های اخیر موجب شده بخشی از این ظرفیت‌ها تضعیف شود.

افزایش تراکم ساختمانی، گسترش ساخت‌وساز‌های سنگین و فاصله گرفتن از الگو‌های بومی، چالش‌هایی را برای آینده شهر ایجاد کرده است به همین دلیل در دوران پساجنگ، معماران و مدیران شهری باید از این تجربه تاریخی برای بازاندیشی در الگو‌های توسعه شهری استفاده کنند.

بازسازی شهر نباید تنها به معنای ساخت ساختمان‌های جدید باشد، بلکه باید به احیای هویت تاریخی و فرهنگی شهر نیز توجه شود.

منبع: مهر

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn