تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

۱۰ فیلم علمی-تخیلی جذاب از دهه‌نود میلادی که کمتر نامشان را شنیده‌اید

جامعه ورزشی آفتاب نو:

در ادامه با ۱۰ فیلم علمی-تخیلی جذاب از دهه‌نود میلادی که کمتر نامشان را شنیده‌اید، آشنا خواهید شد.

به گزارش سلام سینما

۱۰دهه‌ی نود میلادی، ده سال طلایی برای فیلم‌های علمی-تخیلی رقم زد؛ جیمز کامرون با «ترمیناتور ۲: روز قیامت» (Terminator 2: Judgement Day) به شگفت‌زده کردن ما ادامه داد، استیون اسپیلبرگ سال ۱۹۹۳ با «پارک ژوراسیک» (Jurassic Park) به میدان آمد و یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های علمی-تخیلی تاریخ را هم نمی‌توان فراموش کرد که سال ۱۹۹۹ به دست واچوفسکی‌ها ساخته شد، یعنی «ماتریکس» (The Matrix). آن روزها تکنولوژی با سرعتی خیره‌کننده پیش می‌رفت که امیدواری و ترس از آینده را دست در دست پیش می‌برد. اینترنت و لپ‌تاپ‌ها به ابزار روزمره تبدیل می‌شدند و سینما هم با این شیفت فرهنگی بزرگ خود را وفق می‌داد. بنابراین، عجیب نیست که فیلم‌های بسیاری در این دوره به این تحول بزرگ می‌پرداختند. همزمان که فیلم‌های خوش‌ساخت بسیاری در ژانر علمی-تخیلی ساخته شدند، فیلم‌های دهه‌نودی دیگری هم بودند که به موفقیت یا محبوبیت این عناوین دانه‌درشت‌تر نرسیدند یا در مقایسه با آن‌ها، از قافله عقب ماندند.

بسیاری از این فیلم‌ها از «بلید رانر» ساخته‌ی ریدلی اسکات الهام می‌گرفتند که سال ۱۹۸۲ پرسش‌هایی از ماهیت انسان و معنای زندگی مطرح می‌کرد. این موضوعات از بحث‌های داغ فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌نودی بودند که با رسیدن به هزاره‌ای تازه، معنایی تازه نیز می‌یافتند. در ادامه می‌خواهیم به ده مورد از این فیلم‌ها بپردازیم که به اندازه‌ی «ترمیناتور» یا «ماتریکس» در گفتگوهایمان جایی ندارند، اما آنقدر دیدنی هستند که بخواهیم امروز دوباره سراغشان برویم.


۱۰. ماه ۴۴ (Moon 44)

  • سال اکران: ۱۹۹۰
  • کارگردان: رونالد امریک
  • بازیگران: مایکل پاری، دین دولین، ملکولم مک‌داول
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۱ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۱۷ از ۱۰۰

شش سال پیش از آنکه او با «روز استقلال» (Independence Day) همه را غافلگیر کند (و ۱۶ سال پیش از آنکه با دنباله‌ی بی‌سروته‌اش حوصله‌ی همه را سر ببرد)، رونالد امریک «ماه ۴۴» را ساخت؛ یک فیلم تریلر دیستوپیایی که در آن شرکت‌های بزرگ برای دستیابی به حق استخراج منابع در فضا، وارد جنگ می‌شوند. داستان فیلیکس استون را دنبال می‌کند، یک مأمور مخفی که به ماه ۴۴ فرستاده می‌شود تا درباره‌ی گم شدن دو شاتل استخراج تحقیقات انجام دهد؛ اما در این میان توطئه‌های دیگری کشف می‌کند.

با اینکه «ماه ۴۴» فیلم بودجه‌پایینی است و دیالوگ‌هایش تعریفی ندارند، اما سرتاسر فیلم می‌توانید جاه‌طلبی کارگردان را ببینید؛ مخصوصا در زیبایی‌شناسی اینداستریال آن که داستان را ارتقاء می‌دهد. امضای خود امریک هم پای تک‌تک این صحنه‌هاست که بعدها در آثار بعدی‌اش تثبیت شدند. با اینکه برخی از جلوه‌های ویژه قدیمی شده‌اند، اما حتی با نگاهی امروزی نمی‌توان آنقدر به آن‌ها خرده گرفت. بسیاری این فیلم رونالد امریک را دست کم می‌گیرند، اما به‌جرئت می‌توان گفت که «ماه ۴۴» از «روز استقلال: بازخیزی» (Independence Day: Resurgence) بهتر است و یکی از آثار منحصربه‌فرد این کارگردان به حساب می‌آید.


۹. آتشفشان (Volcano)

  • سال اکران: ۱۹۹۷
  • کارگردان: میک جکسون
  • بازیگران: تامی لی جونز، گبی هافمن، آن هچ، کیث دیوید، دان چیدل
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۶ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۴۸ از ۱۰۰

سال ۱۹۹۷ شاهد اکران دو فیلم آتشفشانی بودیم؛ یکی «آتشفشان» با بازی تامی لی جونز و دیگری «قله‌ی دانته» (Dante’s Peak) با بازی پیرس برازناهان. فیلم برازناهان ۵۰ میلیونی بیشتر در گیشه فروخت و بسیاری می‌گویند که در مقایسه فیلم بهتری است. اما نکته‌ی جذابی در فیلم میک جکسون وجود دارد که موجب شده به این فهرست راه پیدا کند. در فیلم جکسون، لس‌آنجلس به‌خاطر یک آتشفشان در معرض نابودی قرار گرفته و در این میان، مسئول مدیریت بحران شهر، مایک (تامی لی جونز) و دکتر ایمی بارنز (آن هچ) تنها کسانی هستند که می‌توانند شهر را نجات دهند.

«آتشفشان» با اینکه با حقایق علمی کاری ندارد، اما یک فیلم واقعا مفرح است. فیلم در دوره‌ای که هنوز جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری هالیوود را تخسیر نکرده بودند، دکورهای فوق‌العاده‌ای دارد و جلوه‌های ویژه‌ی عملی آن در به تصویر کشیدن یک فاجعه‌ی طبیعی به تمام معنا موفق شده است. تامی لی جونز و آن هچ هم دوتایی محشری هستند، دان چیدل را هم نمی‌توان فراموش کرد.

با اینکه فیلم‌های دیگری در ژانر فاجعه طبیعی وجود دارد که از «آتشفشان» بهترند، اما نسخه‌ی جکسون فرمول این ژانر را به نحو احسن پیاده می‌کند که به ساخت یکی از بهترین فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌نودی انجامیده است.


۸. مرد خرابکار (Demolition Man)

  • سال اکران: ۱۹۹۳
  • کارگردان: مارکو برامبیلا
  • بازیگران: سیلوستر استالونه، وسلی اسنایپس، ساندرا بولاک، دنیس لیری
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۷ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۷ از ۱۰۰

سیلوستر استالونه و وسلی اسنایپس حسابی در «مرد خرابکار» کولاک می‌کنند. البته اشتباه نکنید، «مرد خرابکار» واقعا فیلم مسخره‌ای است؛ اما این چیزی از دستاورد مارکو برامبیلا در اولین فیلم دوران حرفه‌ای خود کم نمی‌کند. دنیاسازی او در «مرد خرابکار» و قوانین دیستوپیای او، با اینکه گاهی اوقات به مرز کمدی وارد می‌شود، اما واقعا باورپذیر است و درخشش خود را در مقابل صحنه‌های اکشن از دست نمی‌دهد. داستان «مرد خرابکار» درباره‌ی پلیسی است که فریز شده و در آینده‌ای که صلح آن را فراگرفته بیدارش می‌کنند تا مجرمی را دستگیر کند؛ مجرمی که مثل خودش از گذشته نگه داشته و سپس بیدار شده است.

با حضور استالونه، اسنایپس و ساندرا بولاک در کنار آن‌ها، «مرد خرابکار» از اکشن، کمدی، علمی-تخیلی و آینده‌های دیستوپیایی، هرچه بخواهید برایتان مهیا کرده و با سبک بصری متفاوتش، شما را جذب خود می‌کند.


۷. گوی اسرارآمیز (Sphere)

  • سال اکران: ۱۹۹۸
  • کارگردان: بری لوینسون
  • بازیگران: داستین هافمن، ساموئل ال. جکسون، شارون استون، لیو شرایبر
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۱ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۱۲ از ۱۰۰

با اینکه سال ۱۹۹۸ منتقدان به «گوی اسرارآمیز» رحم نکردند، اما این فیلم بری لوینسون یکی از فیلم‌های علمی-تخیلی خوب دهه‌نودی است که از حضور چهره‌های به‌نامی چون داستین هافمن، ساموئل ال. جکسون و شارون استون بهره می‌برد. لوینسون، که پیش‌تر با «افشاگری» (Disclosure)، اقتباسی از کتاب‌های مایکل کرایتون ارائه داده بود، سال ۱۹۹۸ دوباره برای اقتباس از کرایتون پشت دوربین رفت.

«گوی اسرارآمیز» درباره‌ی گروهی از متخصصین است که به کف اقیانوس آرام فرستاده می‌شوند تا درباره‌ی سفینه‌ی فضایی که گویا سیصد سال است آنجا افتاده تحقیق کنند. با تحقیق بیشتر آن‌ها متوجه می‌شوند که این سفینه نه ساخته‌ی فضایی‌ها، که امریکایی‌هاست، اما با تکنولوژی فراتر از آنچه امروز در دسترس است و اتاقی که در آن یک گوی بزرگِ به‌ظاهر زنده نگه‌داری می‌شود.

این فیلم شباهت‌های زیادی با «بیگانه» (Alien) ریدلی اسکات دارد و تلاشی برای انکار این شباهت‌ها هم نمی‌کند. این را می‌توانید در همان چهل دقیقه‌ی اولیه‌ی فیلم ببینید که ریتم و جریانش به‌شدت شما را یاد «بیگانه» (۱۹۷۹) می‌اندازد. اما از وقتی که گوی به داستان وارد می‌شود و بر شخصیت‌ها اثر می‌گذارد، فیلم هم مسیر خودش را پی می‌گیرد. با اینکه «گوی اسرارآمیز» هرگز به حد و اندازه‌های «بیگانه» نمی‌رسد، اما با پرسش‌های اگزیستانسیالیستی که مطرح می‌کند، به یک فیلم علمی-تخیلی استخوان‌دار تبدیل می‌شود که دیدنش خالی از لطف نیست.


۶. چیره‌دستی (Virtuosity)

  • سال اکران: ۱۹۹۵
  • کارگردان: برت لنرد
  • بازیگران: دنزل واشنگتن، راسل کرو، کلی لینچ، لوییس فلچر
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۵ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۳۰ از ۱۰۰

در این فیلم علمی-تخیلی از برت لنرد، یک شبیه‌ساز واقعیت مجازی به آگاهی می‌رسد، از سیستم کامپیوتری بیرون می‌زند و در جامعه آشوب به راه می‌اندازد؛ ایده‌ای که شاید سی سال پیش برای بینندگان عجیب بود، اما امروز آنقدرها غیرممکن به نظر نمی‌رسد. در «چیره‌دستی» دنزل واشنگتن نقش یک پلیس سابق به نام پارکر بارنز را بازی می‌کند و مقابلش راسل کرو است در نقش SID 6.7؛ همان واقعیت مجازی که پیش‌تر از آن گفتیم. برت لنرد با این فیلم کوشیده کنار فیلم‌های ترمیناتور جیمز کمرون قرار گیرد و با اینکه مشخصا در این امر موفق نمی‌شود، اما تلاشِ او کافی است تا بخواهیم از فیلمش به عنوان یکی از فیلم‌های خوب دهه‌نودی در ژانر علمی-تخیلی یاد کنیم.

صحنه‌ی اولیه‌ی «چیره‌دستی» کافی است تا شما را به بطن ماجرا بکشاند. بارنز، که پس از تلاش برای گرفتن یک تروریست سیاسی، به اشتباه جان دو شهروند عادی را گرفته، حالا در زندان است و از داخل زندان به مقامات کمک می‌کند. همانطور که حدس زده‌اید، به بارنز وعده داده‌اند که در صورت گرفتن SID 6.7، که از زندان پیشرفته‌ی خود گریخته، او را آزاد خواهند کرد.

«چیره‌دستی» خیلی اوقات به اقتباسی از رمان‌های فیلیپ کی. دیک می‌ماند. احتمالا یکی از دلایلی که هیچوقت این فیلم را جدی نگرفتند هم همین بوده که «چیره‌دستی» در کنار اقتباس‌های واقعی از دیک کم می‌آورد. با این حال، بد نیست امروز و با تمام بحث‌های داغ حول هوش مصنوعی و واقعیت‌های مجازی، نگاهی دوباره به آن بیندازید.


۵. قلعه (Fortress)

  • سال اکران: ۱۹۹۲
  • کارگردان: استوارت گوردون
  • بازیگران: کریستوفر لمبرت، کرتوود اسمیت، لورین لاکلین
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۹ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۳۸ از ۱۰۰

داستان «قلعه» در ایالات متحده و در آینده‌ای نزدیک اتفاق می‌افتد که در آن قانون تک‌فرزندی حکم‌فرماست. جان هنری برنیک (کریستوفر لمبرت) و همسرش کارن (لورین لاکلین) پس از مرگ فرزند اولشان، می‌خواهند دوباره بچه‌دار شوند؛‌ اما وقتی مقامات به این قضیه پی می‌برند، هردویشان را به زندانی زیرزمینی به نام «قلعه» می‌فرستند. داستان از اینجا به بعد درباره‌ی فرار جان از زندان و خطراتی است که در داخل آن جانش را تهدید می‌کنند؛ از هم‌سلولی‌های خشن، تا سیستم نظارتی شدیدی که در زندان وجود دارد.

شاید داستان‌های فرار از زندان برایتان تکراری شده باشد؛ اما گوردون توانسته با یک دنیاسازی خوب و ریتم روایی درست، شما را جذب داستان جان کند. «قلعه» از بسیاری از فیلم‌های تریلر که در زندان می‌گذرند بهتر از آب درآمده است؛‌ فیلم‌هایی مثل «راه فراری نیست» (No Escape)، «گرفتار» (Lockout) و «نقشه‌ی فرار» (Escape Plan) که به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۴، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ آمدند، همه تلاش می‌کنند داستانی شبیه «قلعه» بگویند؛ اما نتیجه فیلم‌هایی به‌شدت ضعیف‌تر از عنوان گوردون است.

با اینکه «قلعه» اغلب در گفتگوهای سینمایی جایی ندارد، اما بین فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌نودی، این عنوان استوارت گوردون یکی از عناوین سرگرم‌کننده‌تر است که بی‌شک تجربه‌ی تماشایش در یک دورهمی آخرهفته رضایت‌بخش‌تر هم خواهد بود.


۴. سربازان کوچک (Small Soldiers)

  • سال اکران: ۱۹۹۸
  • کارگردان: جو دانته
  • بازیگران: گرگوری اسمیت، کرستن دانست، تامی لی جونز، دیوید کراس
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۳ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۰ از ۱۰۰

با اینکه بعید نیست جو دانته در «سربازان کوچک» از فیلم ۱۹۹۵ پیکسار، «داستان اسباب بازی» (Toy Story)، الهام گرفته باشد، اما فیلم دانته به خودی خود در تصویر یک رابطه‌ی دوستانه بین پسربچه‌ای و اسباب‌بازی‌هایش موفق شده است.

وقتی یک کمپانی اسباب‌بازی، میکروچیپ‌های پیشرفته‌ی نظامی را درون اکشن‌فیگورهای تازه‌اش می‌گذارد، همانطور که توقع دارید، جهنم به پا می‌شود. سرگرد چیپ هازارد (با صدای تامی لی جونز) با زیردستان خود به آگاهی می‌رسند و برنامه‌هایی که به خوردشان داده شده را مأموریتی واقعی تلقی می‌کنند؛ در نتیجه به جنگ علیه گورگونایت‌های صلح‌طلب به رهبری آرچر (فرانک لانگلا) می‌روند. نتیجه، یکی از سرگرم‌کننده‌ترین فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌نودی است که در آن یک گرگوری اسمیتِ نوجوان با کرستن دانست جوان به درون جنگ اسباب‌بازی‌ها کشیده می‌شوند.

جلوه‌های ویژه‌‌ی «سربازان کوچک» برای دوران خودش عالی است و زیر کمدی و اکشن‌ها، نقدی بر میلیتاریسم و مصرف‌گرایی تکنولوزیک وجود دارد. داستان «سربازان کوچک» از آنچه در نگاه اول فکر می‌کنید، تاریک‌تر است و بیشتر به درد بچه‌های نوجوان می‌خورد تا کودکان؛ اتفاقی که در زمان اکران بر آن تأثیری منفی گذاشت. به هر حال، «سربازان کوچک» به نسخه‌ای وارونه از «داستان اسباب‌بازی» می‌ماند؛ طوری که اگر «داستان اسباب‌بازی» شبیه «زندگی یک حشره» (A Bug’s Life) ۱۹۹۸ است، «سربازان کوچک» را می‌توانید «مورچه‌ای به نام زی» (Antz) در نظر بگیرید.


۳. شیوع (Outbreak)

  • سال اکران: ۱۹۹۵
  • کارگردان: ولفگانگ پیترسن
  • بازیگران: داستین هافمن، مورگان فریمن، کوین اسپیسی، رنه روسو
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۶ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۰ از ۱۰۰

در دوره‌ی پاندمی کرونا فیلم ۲۰۱۱ استیون سودربرگ، «شیوع» (Contagion)، به یکی از پربیننده‌ترین فیلم‌های نتفلیکس تبدیل شد؛ اما کمتر کسی سراغ «شیوع» ولفگانگ پیترسن رفت. البته حق دارید، این فیلم به سختی پیدا می‌شود؛ اما از فیلم سودربرگ به‌شدت بهتر است. داستان «شیوع» با بودجه و استایل هالیوودی، یک متخصص ویروس ارتش امریکا، کلنل سم دنیلز (داستین هافمن) را دنبال می‌کند که پس از گسترش ویروسی مرگبار، به شهری کوچک در کالیفرنیا فرستاده می‌شود تا هم به ماهیت ویروس پی ببرد و هم سردربیاورد که واقعا در این شهر چه خبر است.

دنیلز، که در کنار دوست‌دختر سابقش، رابی (رنه روسو) به این مأموریت فرستاده شده، پی می‌برند که این ویروس احتمالا از یک آزمایش مخفیانه‌ی ارتش ریشه گرفته و از قصد از انظار عموم مخفی نگه داشته شده تا مخل منافع کشور نباشد. اینجاست که کوین اسپیسی از راه می‌رسد تا با یک‌سری بوروکراسی اداری، در مأموریت دنیلز اختلال ایجاد کند.

با اینکه داستان «شیوع» قابل پیش‌بینی است، اما پیترسن موفق شده این تریلر را با هوشمندی در کنار اضطرابی مداوم پیش ببرد که توجه تمام و کمال شما را می‌طلبد. این فیلم ۱۹۹۵ بیشتر از آنچه که به آن بها داده‌اند ارزش دیدن دارد و با اجرای بازیگران برجسته، چندساعتی شما را درگیر خود می‌کند.


۲. افق رویداد (Event Horizon)

  • سال اکران: ۱۹۹۷
  • کارگردان: پاول دابلیو. اس. اندرسن
  • بازیگران: سم نیل، لاورنس فیشبرن، جیسون آیزاکس، کتلین کویینلن
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۶ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۳۶ از ۱۰۰

این فیلم علمی-تخیلی پاول اندرسن امروزه به یکی از فیلم‌های کالت کلاسیک تبدیل شده که طرفداران خاص خودش را دارد. داستان آن در سال ۲۰۴۷ اتفاق می‌افتد؛ جایی که یک سفینه‌ی فضاییِ نجات را برای تحقیق روی یک سفینه‌ی آزمایشی به نام «افق رویداد» می‌فرستند که هفت سال پیش ناپدید شده بوده و حالا ناگهان دوباره پدیدار شده است. «افق رویداد» هم مثل «گوی اسرارآمیز» کم به «بیگانه» شباهت ندارد. اندرسن اما توانسته به خوبی ژانر ترسناک و علمی-تخیلی را در هم بیامیزد؛ آن هم به نحوی که هم به فیلم اسکات ادای دین کند و هم هویت مستقل خودش را داشته باشد.

با اینکه نام‌های دانه‌درشتی چون سم نیل و لاورنس فیشبرن پای فیلم خورده بود، اما «افق رویداد» در گیشه شکست خورد و منتقدان هم آن را جدی نگرفتند. اما پس از شکست در گیشه، «افق رویداد» به مرور راه خود را به خانه‌های طرفداران ژانر پیدا کرد که از ترکیب ژانرها در آن به وجد آمدند. فیلم اندرسن به نحوی دلهره‌برانگیز کاوش‌های فضایی و ترس‌های ناشناخته‌ی کیهانی را در سایه‌ای از تنش روانشناختی ترکیب می‌کند.

امروزه «افق رویداد» جایگاه بسیار بالاتری دارد تا سال ۱۹۹۷؛ تا جایی که از آن به عنوان یکی از بهترین فیلم های علمی-تخیلی سینما یاد می‌کنند. شکی در آن نیست که «افق رویداد» نمی‌تواند به پای فیلم‌هایی که از آن‌ها الهام می‌گیرد برسد، اما با داستانی هولناک و تأثیرگذار، یکی از عناوین فراموش‌نشدنی دهه‌نودی و به‌جرئت بهترین فیلم کارنامه‌ی پاول دابلیو. اس. اندرسن تا به امروز است.


۱. روزهای غریب (Strange Days)

  • سال اکران: ۱۹۹۵
  • کارگردان: کاترین بیگلو
  • بازیگران: ریف فاینز، آنجلا بست، جولیت لوییس، تام سایزمور
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۱ از ۱۰۰

برخی این تریلرِ علمی-تخیلی دیستوپیایی را بهترین فیلم کاترین بیگلو برمی‌شمارند که در میان دیگر فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌نودی مهجور مانده است. ریف فاینز در «روزهای غریب» نقش لنی نِرو را بازی می‌کند؛ یک پلیس سابق که حالا در بیزینس فروش واقعیت‌های افزوده است که به خریدارانش اجازه می‌دهد خاطرات گذشته‌ی دیگران را تجربه کنند. پس از آنکه کسی فیلم قتل و تجاوزی را به دست لنی می‌رساند، او از دوست سابق و بادیگارد امروز درخواست می‌کند تا با هم قاتل را گیر بیندازند.

«روزهای غریب» بیگلو فیلم فوق‌العاده‌ای است؛ از دنیاسازی آن بگیر، تا جلوه‌های بصری مثال‌زدنی و فیلمبرداری اول شخص. بیگلو توانسته به زیبایی ترس‌های هزاره‌ای را به تصویر بکشد که با پیشرفت تکنولوژی همراه است. فاینز در این فیلم با گروه بازیگران توانمندی چون آنجلا بست، جولیت لوییس و تام سایزمور همکار شده که اجراهایی فراموش‌نشدنی به نمایش می‌گذارند.

سال ۱۹۹۵ لس‌آنجلس آینده‌نگرانه‌ی «روزهای غریب» به نظر آینده‌ای غیرممکن بود که تنها در دنیای فیلم محقق می‌شد. اما وقتی امروز به آن نگاه می‌کنید، می‌بینید که ایده‌هایش چقدر از زمان خود جلوتر بودند. ازاین‌رو، «روزهای غریب» یکی از قدرنادیده‌ترین فیلم‌های بیگلو است که با اینکه اغلب او را با فیلم‌های جنگی‌اش می‌شناسند، اما توانست قریب به سی سال پیش مهارت کارگردانی خود را با یکی از بهترین فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌نودی اثبات کند.

منبع: Taste of Cinema

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn