تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

نگاهی به میراث ادبی و موسیقایی بیژن ترقی در تاریخ ترانه ایرانی

جامعه ورزشی آفتاب نو:

نقطه عطف زندگی هنری ترقی، آشنایی با موسیقیدانان بزرگ دهه ۳۰ بود؛ زمانی که …

به گزارش سلام سینما

در حافظه‌ جمعی موسیقی ایران، بعضی صداها پیش از آنکه شنیده شوند، حس می‌شوند؛ مثل نسیمی که از کوچه‌های قدیمی می‌گذرد و بوی خاطره را با خود می‌آورد. نام بیژن ترقی در همین جنس از خاطره‌ها ثبت شده است؛ ترانه‌سرایی که کلمات را با نغمه‌ها پیوند زد و به آنها جان بخشید، طوری که هنوز هم زمزمه می‌شوند، حتی وقتی سال‌ها از زمان سروده شدنشان گذشته است.

‌خانه‌ای که با شعر نفس می‌کشید

ترقی در خانواده‌ای رشد کرد که کتاب و فرهنگ، هوای جاری آن بود. پدرش محمدعلی ترقی، از چهره‌های فعال نشر و پدربزرگش از پیشگامان چاپ در دوره قاجار به شمار می‌آمدند. این میراث فرهنگی، برای کودکی که بعدها ترانه‌سرای «بهار دلنشین» شد، حکم یک کلاس درس بی‌پایان را داشت.خانه‌ای که محل رفت‌وآمد چهره‌هایی چون شهریار و امیری فیروزکوهی بود، ذهن نوجوانی را شکل داد که خیلی زود به سمت شعر کشیده شد. همین فضا باعث شد او از همان سال‌های آغازین، شعر را در قالبی جدی دنبال کند و با مطالعه نسخه‌های خطی، نگاهش به ادبیات عمق بگیرد.

وقتی موسیقی، شعر را صدا زد

نقطه عطف زندگی هنری ترقی، آشنایی با موسیقیدانان بزرگ دهه ۳۰ بود؛ زمانی که ترانه از یک متن ساده فاصله گرفت و به یک روایت تبدیل شد. همکاری با نام‌هایی چون علی تجویدی، پرویز یاحقی و روح‌الله خالقی، مسیر تازه‌ای پیش پای او گذاشت. ترانه‌هایی مثل «آتش کاروان» و «برگ خزان» حاصل همین هم‌نشینی‌هاست؛ آثاری که در آنها شعر و موسیقی به شکلی هماهنگ حرکت می‌کنند و تصویر می‌سازند. در «برگ خزان» وقتی می‌نویسد:
«به رهی دیدم برگ خزان، پژمرده ز بیداد زمان…»
در واقع یک روایت کوتاه از تنهایی و فرسودگی را در قالبی موسیقایی ارائه می‌دهد؛ روایتی که شنونده را درگیر می‌کند، بی‌آنکه نیاز به توضیح داشته باشد.
این همان ویژگی‌ای است که بسیاری از منتقدان به آن اشاره کرده‌اند؛ تبدیل ترانه به یک داستان کوتاه شنیدنی. 

دوران گل‌ها؛ طلوع ترانه‌های ماندگار

دهه‌های ۳۰ و ۴۰ را می‌توان دوران شکوفایی کامل او دانست؛ زمانی که برنامه «گل‌ها» به بستری برای عرضه بهترین آثار موسیقی ایرانی تبدیل شد. ترقی در این دوره، صدها ترانه نوشت؛ آثاری که هرکدام به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شدند.
« بهار دلنشین» با صدای بنان، نمونه‌ای از این ماندگاری است؛ ترانه‌ای که هنوز با همان طراوت شنیده می‌شود:
«تا بهار دلنشین،آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن»
یا در ترانه مشهور دیگری عنوان می‌کند:
«گل من چندین منشین غمگین، شام محنت به سر آمد…»
یا در قطعه‌ای دیگر، حس تنهایی را با بیانی ساده و عاطفی تصویر می‌کند:
«باز دلم پرخونه امشب، چشم من گریونه امشب…»

این سادگی، حاصل شناخت دقیق او از زبان موسیقی بود؛ او می‌دانست چگونه واژه را در جای درست بنشاند تا ملودی نفس بکشد.

‌فراتر از ترانه؛ روایتگر یک زندگی فرهنگی

ترقی در کنار ترانه‌سرایی، در حوزه نشر و پژوهش هم حضوری جدی داشت. انتشار دیوان‌هایی چون صائب تبریزی و کلیم کاشانی، نشان می‌دهد که او به ریشه‌های شعر فارسی وفادار مانده بود. مجموعه‌هایی مانند «سرود برگریزان» و «آتش کاروان» نیز تلاش او برای ثبت تجربه‌های شعری‌اش در قالب مکتوب است.
در سال‌های پایانی عمر، با سرودن «ایران جوان» بار دیگر نشان داد که ذهن خلاقش هنوز در اوج است؛ اثری که رنگی از حماسه و هویت ملی دارد و در ادامه همان مسیر تصویری و روایی حرکت می‌کند.
بیژن ترقی در اردیبهشت ۱۳۸۸ چشم از جهان فروبست، اما ترانه‌هایش همچنان در کوچه‌های خاطره جاری‌اند. او از آن دست هنرمندانی است که حضورشان در زمانه محدود نمی‌شود؛ هر بار که قطعه‌ای از او شنیده می‌شود، گویی بخشی از تاریخ عاطفی یک جامعه دوباره زنده می‌شود. ترقی، شاعر لحظه‌هایی است که در آنها موسیقی و کلمه به هم می‌رسند؛ جایی که احساس، شکل صدا به خود می‌گیرد و در حافظه جمعی ماندگار می‌شود.

منبع: هفت صبح

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn